خنده هایت بهانه زندگیم

کنار آشیانت آشیانه می کنم
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم
کسی سوال می کند بخاطر چه زنده ای........
و من برای زندگی تو را بهانه می کنم
سلام قندوعسلم
خداروشکر من تورو دارم عزیز دلم وگرنه تو غربت فکر کنم دق میکردم
این روزا حرف زدنات قشنگتر شده.با ناز و ادا حرف میزنی
مثلا گاهی اوقات میای و میگی مامان چی شده (سوته_سوخته)اخه نه این که چند مدت پیش پات سوخته بود فکر کنم بدترین درد بود عزیز دلم .توروزم چند بار پاتو میزنی بالا میگی پا سوته.بابا سوته(بابا سوزنده)
جدیدا مداحی برامون میخونی علی بگو .البته قبلا میخوندی حسین جان جان منی
تو خونه دنبال من و بابات میگردی و با اون زبون شیرینت میگی چوجایی
دیروز که برده بودمت پارک تابت میدادم میگفتی (برو نینار/تاب نخور)یعنی(برو کنار تاب نخوره بهت)
در کل همه امید زندگی منی توی تمام شرایط سخت و اسون زندگی



خنده هایت بهانه زندگیم
